شهید شانزده ساله ای که به حضرت علی اصغر توسل می جست شانزده ساله بود و از یک خانواده . اطلاعات مذهبی فراوانی داشت. بچه هااو را عارف کوچولو صدا میکردند. در خط سوم، جایی که قبضه های خمپاره مستقر بودند. قرار داشتیم. میخواستم با او خداحافظی کنم. هر چه دنبالش گشتم نبود، عاقبت کنار رودخانه پیدایش کردم. نشسته بود با خودش زمزمهای داشت و آهسته گریه میکرد. به شوخی گفتم: چیه؟ خلوت کردی، التماس دعا. گفت: «روضه علی اصغر میخوانم» پرسیدم: «چرا علی اصغر گفت: من هم اصغر ,ساله ,شانزده ,شانزده ساله ,اصغر توسل ,شهید شانزده منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

سايت طرف داران Akcent کرشمه پرتال جامع تفریحی و سرگرمی میکده ملی طرح | طراحی چت روم هر چی کی بخوای mlm بجنگ تا قلم خون دارد چرا برندینگ ؟